«اســرار روزه»
شنبه 31 6 1386 16:9

«اســرار روزه»


حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمودند: رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده: روزه سپر است، یعنی پرده ایست که آفت های دنیا و شکنجه های آخرت را از انسان دور می سازد.

هنگامیکه روزه می گیری، نیتت این باشد که از شهوات خودداری نمائی و از پیروی شیطان قطع علاقه کنی و خود را مانند بیماری بدانی که اشتهای به طعام و شراب ندارد، و همواره از خدا درخواست کن تا تو را از بیماری گناهان، شفا کرامت نماید و تا ممکن است کدورات باطنی و غفلت و تیرگی های نهانی را که از اخلاص تو جلوگیری می کنند، از خود دور ساز.


رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: خدای منان فرموده:
روزه از آن من و من پاداش آنم.


 

                   ** چو گفت الصـوم لی ذات خدائی **
                                                  **
مجو از روزه در راهش جدائی **

                   ** ز هـر حرف بشارت ده سراسر **
                                                  **
بـوَد حـرف أنـا اجـزی، نکـوتـر **

 


ــ روزه مـاده هـای نـفسـانی را می مـیرانـد.
ــ زاری و خشوع را در انسان بیدار مینماید.
ــ ریـسمان الـتجاء به خدا را استوار میدارد.
ــ روح شـکـر نـعـمـت هـا و احـسـان به فـقر.
ــ درخـت شهـوت را از پا درمی آورد.
ــ جوارح و اعضاء را طاهر می نماید.
ــ ظـاهر و باطـن را معمور می دارد.
ــ حساب قیامت را تخفیف می دهد.
ــ  دل را مـصـفـا می سازد.
ــ غم و اندوه را زائل میکند.
ــ بر حـسـنـات مـی افـزاید.

 

 

                                                                          منبع: حقایق در اخلاق و سیر و سلوک، ج۲، ص۵۲۹

برچسب ها :

روزه‌اي كه به درد نمي‌خورد!!

رمضان


 

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

     مَا يَصنَعُ الصَائِمُ بصِيامِهِ اِذا لَم يَصِن لِسانَهُ وَ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.

 

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

     روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده، روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

 

برچسب ها :
السلام علیکِ یا خدیجة الکبری(س)

*** السلام علیک یا زوجة رسول الله ***

دهم ماه مبارک رمضان،وفات جانسوز همسر با وفای خاتم النبیین(صلی الله علیه وآله و سلم)،والده مکرمه سیدة النساءالعالمین(علیهاالسلام)،ام المؤمنین حضرت خدیجة الکبری(سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس و منور قطب عالم امکان،حضرت مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم.


*************************

حضرت خدیجه(علیهاالسلام) اولین زنی بود که ایمان آورد و نماز در اسلام خواند. او از روات اخبار و احادیث وحی نبوت است. بسیاری از زنان از او نقل اخبار آغاز طلوع اسلام را می نمودند.

حضرت خدیجه(علیهاالسلام) به دست پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) مدفون شد و رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) خود، در قبر حضرت خدیجه(علیهاالسلام) رفت و در حق او دعا کرد و طلب مغفرت نمود و در حجون قبرستان مکه جنة العلی او را دفن کرد.

در گذشت و فوت حضرت خدیجه(علیهاالسلام)برای پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) مصیبتی بزرگ بود؛ زیرا حضرت خدیجه(علیهاالسلام) وزنه زندگی پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) احترام می کردند یا متعرض او نمی شدند ولی پس از او در مقام قتل او برآمدند.

حضرت خدیجه(علیهاالسلام) با بذل احساسات و عواطف و کمک مادی خود، اسلام را یاری کرد. حضرت خدیجه(علیهاالسلام) با این صفات فاضله در آسمان زن، ستاره درخشانی شد و چشم همه زنان به وجود او روشن بود.

یک رکن مهم پیشرفت اسلام بر دوش حضرت خدیجه(علیهاالسلام) بود و به طفیل همت و خدمت او، پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) توفیق حاصل کرد و به همین جهت لقب «ام الـمـؤمـنـیـن» گرفت که اول من امن بود. 


*
************************

پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: سوگند به خدا بهتر از خدیجه(علیهالسلام) برای من کسی نبود. روزی که همه مردم کافر بودند او به من ایمان آورد؛ روزی که همه مرا تکذیب کردند او تصدیق کرد مرا؛ روزی که همه از من روی بر می گردانیدند خدیجه(علیهالسلام) اموال خود را در اختیار من گذاشت. خداوند از او به من اولادی داد که بی نظیر بوده و مهد عصمت گردید.

*************************

حضرت خدیجه(علیهاالسلام) ملکه عرب بود. در نجابت و جلالت قدر و بنالت شأن شهرتی بسزا داشت. در تمام عربستان زنی به این فضیلت و مقام نیامده. در جود و بخشش و گذشت و کرم، افضل ترین بانوی عرب است.

حضرت خدیجه(علیهاالسلام) بهترین مونس و انیس پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و قوی ترین مدد کار روز سختی بود. او در شدائد و دشواری های اسلام موجب تسلی خاطر پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم) گردید و از بذل مال خود دریغ نداشت و با آن قدرت مالی و شهرت مقامی که داشت با زجر و تهدید و شکنجه شوهر ساخت و لذا رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بسیار او را دوست می داشت.

حضرت خدیجه(علیهاالسلام) بانوئی زیرک و سعادتمند و با کیاست عاقله عالمه بود. به قدری حضرت خدیجه(علیهاالسلام) ابهت مقام و عزمت رتبه داشت که او را «سـیـدة الـنـسـاء اهـل الـجـنـة» گفتند.

 


 

منبع:کتاب فاطمة الزهراء(س) صاحب ولایت کبری، ص 9-10، 17، 19.

 *************************

«ألسَّلامُعَلَیکِ يَاخَدِیجَةالکُبري(س)»


 

      ** خـدیـجـه(س) ام الـمـؤمـنـیـن ... هـمـسـر خـتم المرسلین (ص) **
                                   ** بـار ســـفــر بــسـتـه بـبـیــن ... ز دسـت قــوم مــشــرکــیـن **

      ** بـشــنـیـده از آن مـلحــدیــن ... دشـنـام و طــعـنـه بهـر دیـن **
                                   ** فــخــریــه دارد بـــر هــمــه ... که دخـترش شـد فـاطـمه(س) **

      ** در لـحــظــه هــای آخـــرش ... گــریــان شــده بـه دخـترش **
                                   ** کرده سفارش به رسول(ص) ... جـان شـما ، جـان بـتـول(س) **

                 ** دارم تـمـنـا مـصــطـفــی(ص) ... کــفــن کـنـی بـر مـن عــبــا **

 

 

 


 

**اللّهم عجّل لوليک الفرج**

برچسب ها :
چطوري كفر مامان رو در بياريم ؟!
 
اگه تو هم ني ني هستي ميتوني به راحتي مامانو كفري كني و حالشو ببري!
وقتي مامان تو رو ميبره مهد كودك حسابي گريه زاري كن! بد نيست يكم وجدان درد بگيره!
وقتي مامان بهت غذا ميده تف كن! وقتي بابا ميده بخور و لبخند بزن!
علم ثابت كرده اگه غذا رو بمالي به صورتت خوشمزه تر ميشه!
جغجغتو بنداز زمين ... ببين مامان چن بار خم ميشه؟! اگه ده بار كمتر بود جيغ بكش كه لاغر تر و خوشكل تر بشه!
وقتي مامان انگشتشو ميكنه تو دهنت تا ببينه دندون در آوردي يا نه گازش بگير تا بفهمه دندون درآوردي!
تو تخت خودت نخواب ... تخت مامان اينا يك حالي ميده!
ياد بگير در توالت رو از تو قفل كني و جيغ بكشي!
وقتي مامان ميپرسه چيكار ميكني هميشه بگو هيچي مامان جونم!
زمستونا وقتي مامان لباساتو تنت كرد بگو ماماااااااااااااااااان ... جيش!
نذار سرتو شيره بمالن! غذاي مامان بابا خوشمزه تره!
يادت نره آدم قبل از اينكه قاشق چنگال داشته باشه انگشت داره!
حرفي رو كه مامان ميگه بي تربيتي هست رو هميشه يادت بمونه تا بعد ازش استفاده كني!
ميخواي همه بخندن؟! به مامان بگو ميترسي تنهايي سوار سرسره شي!
ميدوني يكي از كارايي كه مامان خيلي دوس داره چيه؟! لباس شستن!
هميشه دو دقيقه قبل از رسيدن به مقصد بخواب!
هر وقت دكتر بهت گفت درد نداره وقت جيغ زدنه
!
برچسب ها :

8حقیقت جالب و خواندنی درباره انيشتن


آلبرت انیشتین در یکی از معروفترین عکسهایش.این عکس در سال1951 توسط عکاسی به نامArthur Sasse گرفته شد

تا حالا فکر کردید که آلبرت انیشتین فیزیکدان معروف را چقدر می شناسید؟! نابغه گیج و پریشان خیالی که نظریه نسبیت عام و خاص را مطرح کرد و ثابت کرد.
آیا تا حالا میدونستید که آلبرت انیشتین هنگام تولدش دارای یک سر بزرگ بود تا حدی که مادرش فکر میکرد که اون ناقص الخلقه به دنیا اومده؟!آیا میدونستید که آلبرت قبل از اینکه ازدواج کنه دارای یک بچه مرموز! بود؟!
برای اینکه بخواهید حقایق مبهم بیشتری از زندگی آلبرت انیشتین را بدونید نوشتار زیر را بخونید:

1- آلبرت انیشتین یک کودک چاق با یک سر بزرگ بود.
موقعی که مادر آلبرت – Pauline Einstein- او را به دنیا آورد،سر او آنقدر بزرگ و بدشکل بود که مادرش فکر می کرد که او ناقص الخلقه به دنیا آمده است!
به دلیل اینکه پشت سر آلبرت خیلی بزرگ به نظر می رشید خانواده اش در ابتدا او را یک موجود شگفت آور تصور می کردند.به هر حال پزشک توانست خانواده آلبرت را متقاعد کند که مشکل خاصی نیست.البته نگرانی خانواده آلبرت بی دلیل هم نبود زیرا در هنگام تولد او موجودی شبیه یک هیولا بود؛هرچند با گذشت زمان سرش به وضعیت نرمال برگشت.
جالب است بدانید که موقعی که مادر بزرگ آلبرت او را برای اولین بار دید بصورت مدام زیر لب جمله"بیش از حد چاق است" را تکرار می کرد!
به هر حال بر خلاف تمام ترسها و اضطرابها آلبرت به حالت نرمال بزرگ شد به جز اینکه کمی بیش از حد او آرام به نظر می رسید!

2-آلبرت انیشتین بعنوان یک بچه مشکل صحبت کردن داشت(لکنت زبان)


یکی از عکسهای آلبرت انیشتین که از دانشگاه Hebrew University of Jerusalem بدست آمده است.

آلبرت در زمان کودکی اش به ندرت صحبت می کرد و موقعی هم که صحبت می کرد خیلی آرام بود!
در واقع او ابتدا همه جملات را در ذهنش می سنجید(و یا آنها را زیر لب تکرار میکرد)و تا موقعی که به درستی آنها مطمئن نمی شد آنها را به زبان نمی آورد.بر طبق گزارشات آلبرت این حالات را تا 9 سالگی داشت و پدر و مادر آلبرت از اینکه او عقب افتاده باشد می ترسیدند.
حکایت جالب زیر توسط مورخ علم- Otto Neugebauer- از زندگی آلبرت نقل شده است:
چون که آلبرت لکنت زبان داشت پدر و مادر او خیلی نگرانش بودند.سرانجام یک شب سر میز شام آلبرت سکوت را شکست و گفت:"سوپ خیلی داغ است"
پدر و مادر آلبرت که خیلی تسکین یافته بودند گفتند که چرا تابحال او یک کلام حرف نزده بود و آلبرت جواب داد:چون تابحال همه چیزهایی که خورده خوب بوده است!
Thomas sowell در کتابش نوشته است بر خلاف آلبرت که دیر صحبت کردن را شروع کرد تعداد زیادی از مردم باهوش و نابغه  در زمان کودکی پیشرفت کرده اند.او این شرایط را "Einstein syndrome" (علائم بیماری انیشتنی) نامید.

3- نخستین جرقه های علاقه آلرت به علم و بخصوص فیزیک از توجه به یک قطب نما گرفته شد.
موقعی که آلبرت در سن 5سالگی در وضعیت بیماری روی تخت خواب در حال استراحت بود پدرش یک وسیله کوچک جذاب و ساده جیبی را به او نشان داد که باعث علاقه او به علم شد و آن یک قطب نما بود.
آنچه که آلبرت5 ساله را به این وسیله کوچک علاقه مند کرد این بود در هر حالتی که قطب نما به چرخش در می آمد عقربه(سوزن)آن همیشه در یک مسیر مشابه بود.او فکر میکرد که یک مقدار نیرو در یک فضای خالی فرضی که روی سوزن قطب نما اثر میکند باید وجود داشته باشد!

4- آلبرت انیشتین در امتحان ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی آلبرت برای ورود به مدرسه Swiss Federal Polytechnical یا ETH در خواست کرد.آلبرت ریاضیات و شاخه های فنی امتحان ورودی را پاس کرد اما در بقیه درسها مثل تاریخ،زبان،جغرافی و... رد شد!آلبرت مجبور شد به مدرسه فنی و حرفه ای برود هر چند سال بعد در این کالج پذیرفته شد.

5- آلبرت انیشتین از همسر اولش بیزار شد ولی به او پیشنهاد یک قرارداد عجیب را داد!
بعد از اینکه آلبرت با میلیا ازدواج کرد آنها صاحب دو فرزند پسر به نامها Hans  و Eduard شدند.
موفقیت های آکادمیک آلبرت و مسافرتهای جهانی او باعث کم ارزش شدن همسرش در نظر او شد و برای مدتی آلبرت و همسرش سعی کردند مشکلاتشان را حل کنند و حتی آلبرت پیشنهاد یک قرارداد عجیب را به میلیا داد.
این قرارداد عجیب بین این دو زن و شوهر دارای مفادی بود که آلبرت فقط به شرط قبول آنها از طرف همسرش حاضر به ادامه زندگی با او بود،قراردادی که اتفاقا به امضای همسرش رسید هر چند آلبرت در نهایت از او جدا شد...


میلیا،همسر اول آلبرت انیشتین

و اما این شرایط عبارت بودند از:
الف:شما(آلبرت)مطمئن خواهید شد که:
1- لباس و رخت های شستنی تان در شرایط خوبی نگهداری خواهد شد
2- سه وعده غذائی را بطور منظم در اتاقتان دریافت خواهید کرد
3- اتاق خواب و مطالعه تان تمیز خواهد بود و مخصوصا میزتان که فقط برای استفاده شما(آلبرت)است.

ب: من هم از همه ارتباط شخصی با شما دست خواهم کشید تا موقعی که تنها به دلایل اجتماعی اجتناب ناپذیر باشد
ج:در صورتی که شما درخواست کردید من حتی از صحبت کردن با شما خودداری خواهم کرد!

*میلیا(همسر آلبرت)همه این شرایط را قبول کرد!
آلبرت برای همسرش دوباره نوشت تا مطمئن باشد که او همه مفاد را اجرا خواهد کرد و آلبرت هم بعنوان مثال متعهد شد که:
من(آلبرت)به تو اطمینان میدهم که در مورد رفتار درست یک زن به تو به عنوان یک زن غریبه (و نه همسر!!!)رفتار خواهم کرد.

6- آلبرت انیشتین با پسر بزرگش سازگار نبود


هنس،پسر بزرگ آلبرت انیشتین

بعد از طلاق،رابطه آلبرت با پسر بزرگش- Hans- بد شد.دلیل اصلی این امر مخالفت پسر بزرگ آلبرت با پدرش در مورد جدائی از مادرش بود.این اختلافات موقعی فزونی یافت که هنس خواست با دختری بزرگتر از خودش که اتفاقاً از نظر ظاهری زیاد هم جذاب نبود ازدواج کند.آلبرت با ازدواج پسرش با این دختر که Frieda Knecht نام داشت شدیداً مخالف بود.در هر صورت هنس با این دختر در سن 23 سالگی ازدواج کرد و همین امر باعث جدائی پسر و پدر از همدیگر شد و Hans به ایالات متحده مهاجرت کرد و در نهایت موفق شد مدرک پرفسوری مهندسی هیدرولیک خود را از دانشگاه UC Berkeley دریافت کند.
حتی در ایالات متحده هم پدر و پسر از همدیگر جدا بودند و در نهایت موقعی که آلبرت از دنیا رفت ارث کمی را برای هنس به جا گذاشت.

برای کسب اطلاعات بیشتر از هنس آلبرت انیشتین اینجا را کلیک کنید

7- آلبرت انیشتین،صلح طلب جنگ!، به FDR اصرار کرد که بمب اتمی را بسازد!


در این عکس آلبرت انیشتین به همراه Szilárd را مشاهده می کنید که در حال امضای نامه ای هستند خطاب به روزولت برای پیشنهاد به توسعه بمب اتمی ایالات متحده نوشته شده است.

در سال 1939 Leo Szilard فیزیکدان پس از اطلاع از شورش نازی های آلمان آلبرت را متقاعد کرد که با نوشتن نامه ای به
Franklin Delano Roosvelt(FDR او را نسبت به نازی های آلمان هشدار دهد و اینکه نازی های در حال پیشرفت دادن به بمب های اتمی خود هستند و به آمریکا هم اصرار کرد که بمب های اتمی خود را گسترش دهد.
نامه Szilard و آلبرت اغلب بعنوان یکی از دلایلی ذکر می شود که پروژه مرموز منهتن به منظور پیشرفت پروژه بمبهای اتمی آمریکا توسط روزولت شروع بکار کرد.
اگر چه بعدا آشکار شد که بمباران کردن Pearl Harbor در سال 1941 شاید بیشتر موثر واقع شد تا نامه ای که آلبرت به منظور تحریک دولت وقت آمریکا برای گسترش بمبهای اتمی خود بکار برد.
جالب است بدانید ارتش آمریکا به هیچ عنوان از آلبرت انیشتین برای کمک به این پروژه دعوت نکرد هرچند آلبرت انیشتین بسیار باهوش بود ولی ارتش عقیده داشت که آلبرت یک ریسک امنیتی برای این پروژه است!

8- قصه مغز آلبرت انیشتین:
بعد از مرگ آلبرت در سال 1955، مغز آلبرت بدون اجازه از خانواده اش توسط Thomas Stoltz Harvey بیرون آورده شد."هاروی" مغز آلبرت را به خانه اش برد و آنرا داخل یک ظرف شیشه ای دهان گشاد نگهداری کرد، هر چند او بعد بدلیل انجام این کار از محل کارش که مخصوص تشریح اجساد بود اخراج شد.


عکسی از مغز آلبرت انیشتین

چند سال بعد،"هاروی" از Hans پسر بزرگ آلبرت برای مطالعه و بررسی مغز پدرش اجازه گرفت و تکه هائی از مغز آلبرت را برای دانشمندان مختلف در سرتاسر دنیا فرستاد.یکی از این دانشمندان به نام Marian Diamond بود که در دانشگاه UC Berkeley  بود و او با مطالعه قسمتی از مغز آلبرت متوجه شد که او در مقایسه با یک شخص نرمال، بطور قابل توجهی سلولهائی از مغزش که مسئول ترکیب کردن و مرتب کردن اطلاعات هست وجود دارد.
در مطالعه ای دیگر، Sandra Witelson از دانشگاه MC Master فهمید که مغز آلبرت دارای کمبود یک چین خاصی از مغزش است که شکاف Sylyian نامیده می شود.
"ویتلسون" مشاهده کرد که این استخوان بندی غیر معمول اجازه می دهد به اعصابها در مغز آلبرت که بهتر با دیگران رابطه برقرار کند.
نتایج مطالعه دیگری نشان می داد که مغز آلبرت آن آویختگی جداری زیرین که اغلب درگیر توانائیهای ریاضیات هست را بزرگتر از انسانهای معمولی دارا بود


برچسب ها :
تبریک
پنج شنبه 8 6 1386 0:2

بازهم این عید بزرگ را به همه شما تبریک عرض می کنم.

برچسب ها :
مژده ده
چهارشنبه 7 6 1386 23:53

مژده ده

امام زمان عليه السلام

ده مژده كه از عالم بالا خبر آمد كز جيب افق كوكب اقبال برآمد
شب بار سفر بست و همايون سحر آمد نازل ز سماء آيه فتح و ظفر آمد
بر منتظرين مژده بده منتظر آمد از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد
كو حجت حق حامى دين ماء معين است چون خلد برين از قدمش روى زمين است
امشب ز كَرَم حق گُهرى داد به نرجس وز برج ولايت قمرى داد به نرجس
در قدر و شرف تاج سرى داد به نرجس از صلب حسن برگ و بَرى داد به نرجس
خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس
كز شرم رخش شمس و قمر خانه نشين است چون خُلد برين از قدمش روى زمين است
تا جلوه نما دلبر جانانه ما شد آكنده دل از نعره مستانه ما شد
تا نور رخش رونق كاشانه ما شد ديوانه مهدى دل ديوانه ما شد
كو فخر بشر حامى قرآن مبين است چون خلد برين از قدمش روى زمين است
او آمده از پادشهان تاج بگيرد تاج از سر كيخسرو و ليلاج بگيرد
با تير دل خصم خود آماج بگيرد با عدل و عدالت ره تاراج بگيرد
قنداقه او جاى به معراج بگيرد دست من دلخسته محتاج بگيرد
كو خلق جهان را به خدا يار و معين است چون خلد برين از قدمش روى زمين است
در پانزده ماه گرانمايه شعبان آمد به جهان جان جهان خسرو خوبان
شد ماه ز انوار رخش سر به گريبان وز مقدم او نعمت حق گشت فراوان
شاهى كه خدا حجت خود خوانده به قرآن از دامن نرجس شده چون ماه نمايان
خشنود دل فاطمه در خلد برين است چون خلد برين از قدمش روى زمين است
او آمده از بهر نجات بشريّت از ورطه كبر و حسد و بخل و منيّت
يكسان بكند مشربه شاه و رعيّت نابود كند منكر حكم احديّت
پاينده كند پرچم سرخ علوييّت جاويد شود دين خدا تا ابديّت
كو مظهر فتح و ظفر و نهضت دين است چون خلد برين از قدمش روى زمين است
عالم ز قيامش به خدا قايمه گيرد با آمدنش ظلم و ستم خاتمه گيرد
از راه كَرَم آيد و دست همه گيرد وز نهضت او رحمت حق واسعه گيرد
اَكناف جهان ز آمدنش همهمه گيرد او آمده تا داد دل فاطمه گيرد
كو زاده زهرا پسر حبل متين است چون خلد برين از قدمش روى زمين است
اى يوسف زهرا پسر شاه ولايت اى آن كه ز موى تو كند شام حكايت
بر ما نظرى كن ز ره لطف و عنايت تو شاه شهانى و شهانند گدايت
«ژوليده» زند صبح و مسا دم ز ولايت تو جان جهانى و جهانى به فدايت
باز آى كه دل با غم و اندوه قرين است چون خلد برين از قدمش روى زمين است

 

" ژوليده نيشابورى"

 

برچسب ها :
خسرو پاک
چهارشنبه 7 6 1386 23:39

خسرو پاك

امام زمان عليه السلام

زد قدم خسرو پاك اختر فرخنده خصال                                  

ماه شعبان و خرد مات از آن حسن و جمال

حجة بن الحسن و قائم حىّ متعال

جان هر عاقل و هر عارف و هر فرزانه

پُر توش جانب صحرا كشدم از خانه

واله چهره او خازن جنات عدن

محو او حور به فردوس از آن وجه حسن

خضر گمگشته آن لعل لب و دُرّ دهن

سبزه آنسان كه نه در باغ نه بستان نه چمن

عقل يغما كند و حالت ما ديوانه

شد بياض رخ او معنى والشمس و ضحى

مشعلى از رخ زيبنده او بدر دُجى

چون على نفس پيمبر به بشر نور هدى

آيت معظم بى عيب «فروزان خدا»

بت شكن هادى كل محو كن بتخانه

شهپر روح قدس زير قدومش چو سرير

عرشيان بنده او بر همگان اوست امير

ماسوا بر درش از عشق غزالان اسير

گردن از طرّه او بسته و پاها زنجير

غيبتش كرد سراى دل ما غمخانه

كرده حق دفتر ارشاد به مهرش مختوم

بحر مواج و همه علم به پيشش معلوم

ملجأ غمزدگان است و پناه مظلومان

سايلان را نكند از در لطفش محروم

همگى مستحق جرعه‌اى از پيمانه

باب رحمت بود و يوسف كنعان وجود

او شده واسطه فيض به هر بود و نبود

همه ذرات طفيلند به آن مخزن جود

بى‌ولايش نبود در دو جهان بهره و سود

اى همه ريزه خور سفره او شاهانه

خبرى هست كه هر صبح و مساء ناله كند

لؤلؤ اشك چو سيماب به رخساره كند

همه در سوز و گداز است مگر چاره كند

باغ ايمان خزان را چو گل و لاله كند

او بود شمع كه پر سوزد از او پروانه

اى به قربان هر آن جان كه گرفتارش شد

هستِ خود داد به تاراج و خريدارش شد

جان به لب مى‌گيرد از شوق كه بيمارش شد

غرقه در جذب فنا گشت كه دلدارش شد

حبّذا آن كه رها كرد هر آن افسانه

بارالها تويى آگه ز بلاهاى عظيم

به حق حضرت ختمى و به قرآن كريم

به دل سوخته و خسته نالان يتيم

برسان حجة خود لطف تو بر ما است عميم

حفظ كن كشور و ما از خطر بيگانه

گرچه ما روى سياهيم و گرفتار هوس

همه محكوم به جرميم و هراسان ز عسس

ليك شد دست به درگاه تو تا هست نفس

سينه تنگ آمده فرياد از اين بند و قفس

روشن از نور جمالش بنما كاشانه

مرغ فكرت ز تجلى رُخش سوزد بال

مى‌شود ناطقه از مدح و ثناش الكن و لال

تشنه «مينويى» از آن چشمه جانبخش زلال

برسان دست تمناش به دامان وصال

طائر عمر من افسرده شد اندر لاله

" مينويى"

برچسب ها :
تمنا کنم ترا
چهارشنبه 7 6 1386 23:35

تمنا کنم ترا

امام زمان عج

کي رفته‌اي ز دل که تمنا کنم ترا کي بوده‌اي نهفته که پيدا کنم ترا
غيبت نکرده‌اي که شوم طالب حضور پنهان نگشته‌اي که هويدا کنم ترا
با صد هزار جلوه برون آمدي که من با صد هزار ديده تماشا کنم ترا
بالاي خود در آينه چشم من ببين تا با خبر ز عالم بالا کنم ترا
خواهم شبي نقاب ز رويت برافکنم خورشيد کعبه، ماه کليسا کنم ترا
چشمم به صد مجاهده آئينه ساز شد تا من به يک مشاهده شيدا کنم ترا
مستانه کاش در حرم و دير بگذري تا قبله‌گاه مؤمن و ترسا کنم ترا
زيبا شود به کار گه عشق کار من هر گه نظر به صورت زيبا کنم ترا
رسواي عالمي شدم از شور عاشقي ترسم خدا نخواسته رسوا کنم ترا

 

"فروغي بسطامي"

 

برچسب ها :
به تمنای وصال
چهارشنبه 7 6 1386 23:17

به تمناي وصال

به تمناي وصال

تا کي به تمناي وصال تو يگانه اشکم شود، از هر مژه چون سيل روانه
خواهد به سر آيد، شب هجران تو  يا نه؟ اي تير غمت را دل عشاق نشانه
جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه رفتم به در صومعه‌ي عابد و زاهد
ديدم همه را پيش رخت، راکع و ساجد در ميکده، رهبانم و در صومعه، عابد
گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد يعني که تو را مي‌طلبم خانه به خانه
روزي که برفتند حريفان پي هر کار زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب کردم و او جلوه‌گه يار حاجي به ره کعبه و من طالب ديدار
او خانه همي جويد و من صاحب خانه هر در که زنم، صاحب آن خانه تويي تو
هر جا که روم، پرتو کاشانه تويي تو در ميکده و دير که جانانه تويي تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو مقصود تويي، کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن، زان گل رخسار نشان ديد پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد يعني همه جا عکس رخ يار توان ديد
ديوانه منم، من که روم خانه به خانه عاقل، به قوانين خرد، راه تو پويد
ديوانه، برون از همه، آيين تو جويد تا غنچه‌ي بشکفته‌ي اين باغ که بويد
هر کس به زباني، صفت حمد تو گويد بلبل به غزلخواني و قُمري به ترانه
بيچاره بهايي که دلش زار غم توست هر چند که عاصي است، زخيل خدم توست
اميد وي از عاطفت دم به دم توست تقصير خيالي به اميد کرم توست
                        يعني که گنه را به از اين نيست بهانه

برچسب ها :
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 121779
تعداد نوشته ها : 644
تعداد نظرات : 247
Rss